دين و ايمان، غير حبّ فاطمه(س) امکان ندارد


...امروزهفتاد و پنج روز است که از آن ماجرای وفات پدر می گذرد.
بانو از صبح فرموده بود تا ندیمه اش، اسماء بنت عمیس، بسترش را بر وسط اتاق بگستراند.
فرزندانش را یکایک بوسید و برای آخرین بار موهایشان را خود آراست.
افسوس که چه زود گمان بچه ها که می پنداشتند مادر بهبود یافته است فرو ریخت.
از همه دلخراشتر لحظه وداع فاطمه با علی بود.
خدایا، علی با فقدان فاطمه چگونه سر کند؟
این همه بارمصیبت و رنج را کجا برد؟
سنگینی بار این فراق شانه های کوه علی را فرو خواهد شکست.
اما مگر کسی را یارای آن است که در برابر مشیت الهی بایستد! او قضای خویش را پیش خواهد برد.
دم دمای غروب بود که فرشته مرگ، درب خانه علی را کوبید.
و ازاین پس علی بود و تنهایی!
شب بود و یک سینه فریاد مولا بر حلقوم چاه!
خواستم بگویم:
فاطمه دختر خدیجه بزرگ است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که: فاطمه دختر محمد(ص) است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که: فاطمه همسر على (ع) است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که: فاطمه مادر حسنین است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که: فاطمه مادر زینب است.
باز دیدم که فاطمه نیست.
فاطمه...فاطمه است
(زيارت مادر درادامه مطلب )
ادامه مطلب...

